تبليغاتX
دلخستگی های پسر ایرانی
امروز روز 15 خرداد روز تاریخی که ایرانیان بسیار در مورد این روز شنیده اند !

همیشه خبرهایی چاپ می شود مبنی بر قیام این روز مردم به رهبری خمینی و سرکوب ارتش

متاسفانه و متاسفانه تمامی احزاب هم از این روز حمایت می کنند و از آن به عنوان روزی بزرگ یاد می کنند

و اما کسی داستان اصلی آن را نمی داند که چرا ارتش سرکوب کرد و در اصل قیام چه بود

باید گفت این حماقت مردم ماست که در مقابل هر پیشرفتی به مخالفت بر می پردازند
انقلاب سپیدی که به راستی سپید بود و مترقی
جنبشی که به زن آزادی حقوقی و اجتماعی می داد و به آن رعیت حق زندگی و امکانات که از نوکری خان و زمین دار و آخوند و بازای راحت می شد و مردم بر علیه همین اعتراض کردند ، وای بر مردم خرافه ما
به راستی باید دلیل پسرفت کشور ما را در قرن اخیر جهالت و خرافات مردم ما و گوش به سخن اخوند دانست ، مردمی که آخوند را بت خود کرده و بدون فکر اراجیفشان را قبول می کرند
به امید خرد و روشن اندیشی مردم ایران

به ادامه مطلب سر بزنید و جریان این روز را بخوانید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عماد پارسی در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 23:31 |
امروز دلم خیلی گرفتست
امشب چه شب مسخره ای هست


روزی که هیچ کس نبود ، حتی یک نفر ، یک نفر که بشه باهاش حرف زد ، همه رو از خودم روندم ، همه رو از خودم متنفر کردم شاید هم من دارم اشتباه فکر می کنم شاید الکی به خودم بدبینم بهتره دیگه هیچی نگم
+ نوشته شده توسط عماد پارسی در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 22:7 |
روز ها داره می گذره
هر هفته تکرار میشه و هر بار مثل همیشه
روز های مختلف ، روزهای مختلفی که میاد و میره
از چیزی که مطمئن هستم اینه که شاید هیچ وقت اون چیزی که نخوای نشه ، دارم فکر می کنم اگه اونطور که نخوام نشه چی میشه ؟
چیزی که مطمئنم اینه که آینده هیچ وقت قابل پیش بینی نیست  ، یعنی هیچ وقت نمی شه فردا رو دید که چی میشه
چیزی که می گذره اینه که قاطی شده از خوبی ها و بدی ها و قضاوت های غلط و درستی که نمی تونیم هیچ وقت کامل تصمیم بگیریم

هیچی بی خیال
می گذره دیگه
+ نوشته شده توسط عماد پارسی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 12:48 |
ای جان امشب داره بارون میاد ای جانم

امشب احساس خوبی دارم ، بوی خوش بارون رو حس می کنم ، همیشه این بارون رو دوست دارم ، وقتی که تو بهار بارون میاد خیلی لذت می برم
شب خوبیه ، بوی بارون داره مستم می کنه ، دارم فکر می کنم س.... الان در چه حالیه ، کجاست ، چی کار می کنه ، تو چه فکریه ، ای کاش می شد بازم صدای قشنگشو بشنوم ، امیدوارم هرچی زودتر این اتفاق بیافته
س....... دوستت دارم
مراقب خودت باش که زندگیم بی تو هیچه

اگه امشب بودی می رفتیم بیرون زیر بارون قدم بزنیم ، خیلی قدم زدن زیر بارون رو دوست دارم


آمد ار آسمان عشق باز هم اشکی
مست می شوم از بوی خوبش
حس می کنم زندگی را از بویش
ای جانم ای جانم که همش بوی زندگیست
بوی عشق بوی عطر جاودانگیست
بوی مستی ، بوی زیبای تن تو میدهد
آه چه شبیست ، شب خوب و خوش
حیف که نیستی در کنارم
تا ببوسم روی تو در این شب زیبا
خوش باش و بخواب
بدان که دوستت دارم برای همیشه
می پرستمت برای همیشه
آه ای کاش پیشم بودی امشب
-------------------------------------------------------
+ نوشته شده توسط عماد پارسی در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 3:24 |
امروز حالم خوب نیود ، خوب نبود ؟ وایسا یه کمی فکر کنم
احتمالا خوب نبود نه حالم خوب بود

ها ؟
چی شد بالاخره ؟

نمی دونم

+ نوشته شده توسط عماد پارسی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 17:34 |
هان ؟ نمی دونم چی بنویسم
مخم درد می کنه ، کلاس دانشگاهو نرفتم
نه فقط مخم درد نمی کنه همه جام درد می کنه انگار اصلا موجودیتم درد می کنه
بی خیال
دیشب نمی تونستم بخوابم نفسم بالا نمی یومد صد بار گفتم و تکرار کردم س.... تا اروم شدمو خوابم برد
اینجا تو بلاگ فا چرا شکلک نداره ؟ هرچی می گردم از این شکلک ها پیدا کنم پیدا نمی شه
ولش کن مثل اینکه باید برنامشو نصب کنم اونطوری بهتره هرچند سرعت سیتستمو پایین میاره
اها راستی فردا سالروز پس گرفتن خرمشهره ، اصلا چرا جدا شد که برگرده ؟
ولش کن
امروز امتحان داشتم بعد امتحان کلاس داشتم کلاسو نرفتم اومدم خونه ، آخه کی با این جال می تونه 4 ساعت کلاسو بشینه؟
اه اه اینجا چرا شکلک نداره ؟
چی شد ؟
هیچی شکلک می خوام نداره
خوب من برم دیگه ببینم چی کار میشه کرد
کجا برم؟
راستی میگم راحت ترین و بی درد ترین راه خودکشی چیه؟
نمی دونم هرچی هست همش درد داره
بگیری بخوابم دیگه بیدار نشم
اه چرا اینجا شکلک نداره ؟
مخم داره می ترکه !!!!
تقصیر خودمه خودم کردم که لعنت بر خودم باد ، خودم همه چیزو خراب کردم ، خودم اعتمادشو از بین بردم ، خودم کردم که لعنت بر خودم باد
میگم چرا اینجا شکلک نداره ؟
ای بابا
هان؟ چی شد ؟ میگم که چرا من زندم ؟ چرا نمی میرم  ؟ ای کاش میشد بخوابم دیگه پا نشم ،، میشه یعنی؟؟؟
نمی دونم فعلا که مغزم کار نمی کنه
ولش کن بابا
میگم چرا اینجا شکلک نداره؟

+ نوشته شده توسط عماد پارسی در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 16:28 |
امروز خواستم بعد مدتی دوباره بنویسم
اما نمی دونم از چی بنویسم
حرف که زیاده اما از کجا باید شروع کرد و گفت نمی دونم
خواستم از سخنرانی خامنه ای بگم که گفته بود تخت جمشید رو جباران ساختند ولی می بینم که هیچ صدای اعتراضی بلند نشد
چرا ان همه بی ریشه شدیم ؟ رهبر کشور تو یک سخنرانی رسمی به کورش و داریوش بزرگ توهین می کنه ولی همه خفه هستیم ؟ چرا نباید از ریشمون دفاع کنیم ؟
از کسی که همچین جمله ای را می گوید فقط دو مورد می توان یافت   : 1- بی سواد بودن نسبت به مسایل تاریخی و ملی  2 _ ایران ستیزی

از این هم بگذریم
فکر می کردم که از مقاله سالروز ابگیری سد سیوند من استقبال بشه اما نه تو کلوب نه جای دیگه کسی توجه ای نکرد انگار همه یادمون رفته که سد سیوند چه جنایت تاریخی به حساب میاد که راحت ازش می گذریم

تو این گیر و دار بودم که فکر دیگه ای به سرم اومد تا بنویسم
من فیلم های تلویزون رو خیلی کم نگاه می کنم شاید گذری ، فیلم شهریار رو چند باری دیدم ، این هفته هم داشتم نگاه می کردم ، یک صحنه بود که خیلی به نظرم جالب بود ، یک انقلابی زخمی شده بود و رسیده بود خونه شهریار و شهریار واسش درمان کرد و انقلابی به شهریار گفت که نمی شناسدش ، شهریار حرف خوبی بهش زد که خیلی خوشم اومد که کاملا از تلویزون ایران بعید بود البته این رو باید به حساب شیطونی های کمال تبریزی گذاشت که همیشه تو فیلم هاش نکته های مهمی داره

شهریار به اون جوون گفت : تو داری انقلاب می کنی ، می خوای یه رژیم رو عوض کنی اونوقت من رو نمی شناسی ؟

به نظرم این جمله خیلی کنایه بزرگ و مهمی به انقلابی ها بود و نشان از این بود شماها که سواد تاریخ و فرهنگی و علمی و سیاسی نداشتید چطور سرنوشت یک کشور رو عوض کردید و به قهقرا بردید

فکر کنم با همین یک جمله شهریار تو فیلم مشخص شد که چرا رهبر امروز به شاهان بزرگ هخامنشی میگه جبار !!! معلوم شد که چه کسایی انقلاب کردن ، کسایی که هیچ سوادی نداشتند و ندارند

کورش و داریوش و.... را جبار می گویند و هر روز سعی در تخریب یادگار آنان می کنند


شاد و پیروز باشید
+ نوشته شده توسط عماد پارسی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:8 |
    http://i29.tinypic.com/2qlwggh.jpg

                                                                                                          
30 فروردین
30 فروردین
30 فروردین
30 فروردین
30 فروردین
The image “http://i32.tinypic.com/ng84n7.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
............

تکرار این روز در ذهن من جز عذاب روحی حاصلی نداشت
آری 30 فروردین سالرزو آبگیری سد سیوند ، سالروز ابگیری سد تخریب سازی که باعث نابودی تنگه بلاغی شد که رطوبت آن پاسارگاد را از بین می برد
آری 30 فروردین ، شروع تخریب جبران نا پذیر آرامگاه کورش بزرگ ، کورش بزرگ پدر ایران زمین و کورش بزرگ اولین نگارنده منشور حقوق بشر جهان

هر چه قدر می اندیشم نمی توانم جوابی برای سوالم بیابم ، که چرا باید کورش بزرگ پدرم تا این حد غریب باشد که حق نداشته باشد آرامگاهی  برای راحتی جسمش داشته باشد و نمی توانم بفهمم که دشمنی با کورش چرا ، دشمنی با کورش بزرگ چرا ، دشمنی با پدر چرا ، دشمنی با ریشه چرا ، چرا باید پدر ایران زمین آرامگاهی ابدی برای خود نداشته باشد

در یک سال پیش در همین روز ها خبر ناگواری را شندیم ، احمدی نژاد در سفر استانی خود در تاریخ 27 فروردین اعلام کرد ، سد سیوند آبگیری می شود
خبر کوتاه ولی دلخراش بود : سد سیوند آبگیری می شود
چند روز بعد  روز 30 فروردین خبر پخش شد : سد سیوند به دست معاون ریاست جمهوری آبگیری شد ، آری خبر همین بود ، کوتاه بود اما ...........
آری خبر کوتاه بود ولی آزار دهنده ، عذاب دهنده ، سخت و غیر قابل باور
در این زمان بود که نفس ایران دوستان در سینه حبس شد ، نفس ها حبس شد و دل ها شکست

شاید هیچ کس باور نمی کرد که روزی نابودی آرامگاه پدر را ببینیم
  افسوس که کاشانه به دشمن بسپردم

                                                   آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند


خاطرات مرور می شود ، چه تاریخی بود شنیدم ، آری سال 84 بود سال 84 بود که شنیدم آرامگاه کورش بزرگ با آبگیری سد سیوند نابود می شود ، از همان سال 84 دلم گرفت پس با دوستان شروع کردیم به اطلاع رسانی
در روم ها در وبلاگ ها و............
متن اعتراض تشکیل شد ، تا جایی که می توانستیم تبلیغ کردیم و آگاه کردیم و امضا جمع کردیم و رسید به سال 85 ، تابستان سال 85 بود که خبر های خوش به گوشمان رسید ، شنیدیم که وزارت نیرو مسیولیت سد را به سازمان میراث فرهنگی واگذار کرده و خبر خوبی بود زیرا باور داشتیم که میراث فرهنگی به خاطر نامش باید از میراث گذشته پاسداری کند ، پس فعالیت سازمان ها بیشتر شد تا میراث فرهنگی را قانع کنند که حافظ باشد ، تجمعات شروع شد ، تبلیغ برای اعتراض ها بار دگر شروع شد و به این می اندیشیدیم که سازمان میراث فرهنگی درست عمل کند اما هر روز خبرهای مختلفی می شنیدیم هر روز خبرهای تناقض آمیز ، خبرهایی که هر کدام موضوعشان فرق داشت ، با اینکه تبلیغات اعتراضی بالا بود ولی جمعیت کمی همش بودند شاید فقط نزدیک 1000 نفر اما به همین دلخوش بودیم
خوشحال بودیم ، همه با هم بودیم اعتراض ها بالا گرفت ، اعتراض ها بیشتر شد ولی ..........
تا اینکه فروردین 86 رسید و تکرار آن روزهای ننگ آمد
خبر کوتاه بود ولی دلخراش ، سازمان میراث فرهنگی با آبگیری سد سیوند موافقت کرده ، که باورش می شد که سازمانی که باید حافظ میراث گذشته باشد با تخریب میراث نیاکانمان موافقت می کند ، چه کسی بارو داشت که این ها با پدر ایران زمین هم دشمنی دارند
اعتراض ها بالاتر گرفت ، سازمان های فرهنگی بیشتر فعالیت کردند ولی...
تا اینکه در 27 فروردین احمدی نژاد در سفر استانی خود در فارس اعلام کرد سد سیوند به زودی آبگیری می شود
و روز شوم 30 فروردین رسید
پنچ شنبه 30 فروردین سال 86 ساعت 8 صبح در حال رفتن به دانشگاه با تاکسی بودم که رادیوی ماشین اعلام کرد امروز صبح سد سیوند با حضور معاون رییس جمهور ابگیری شد
خبر کوتاه بود ولی..........
نفسم در سینه حبس شد ، انگار که دنیا برایم تیره شد
هر آنچه کرده بودیم و تلاش کردیم انگار که بی فایده بود
تمام شد همه چیز ، اتحادمان زود شکست یعنی زود شکستند
روزهای اعتراض با شکوه بود زیرا جمعیتمان هرروز بیشتر می شد ولی اتحادمان زود شکست یعنی شکستند
و آری 30 فروردین 86 در تاریخ به عنوان روز نابودی آرامگاه پدر ثبت شد ، روزی که با شروع آن آثار باستانی تنگه بلاغی که مربوط به دوران پیش از تاریخ ، هخامنشی ، پارتی ، ساسانی و حتی دوران اسلام بود زیر آب مدفون شد و در آینده بر اثر رطوبت آن آرامگاه کورش بزرگ نابود خواهد شد .
The image “http://i32.tinypic.com/2niwa6b.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

به تاریخ مراجعه می کنم ، کورش در آرامگاهش دفن شد ، اسکندر آمد و ویران کرد ، اسکندر به هر جا رسید آتش زد و کشت و ویران کرد حتی تخت جمشید را سوزاند ، ولی اسکندر گجستک وقتی به پاسارگاد رسید و شنید که در مقابل آرامگاه کورش است خم شد و در مقابل کورش زانو زد
اسکندر که با ایران دشمن بود و بشتر شهرها را نابود کرد در مقابل عظمت و بزرگی کورش جرات دست زدن به آرامگاهش را پیدا نکرد و به خاک افتاد کمی جلوتر می روم ، حمله تازیان را می بینیم ، ایرانیان به تازیان این مکان را آرامگاه مادر سلیمان معرفی کردند و تازیان به خاطر احترامی که به سلیمان داشتند و از دروغی که شنیده بودند باور داشتند آرامگاه را دست نزدند و اینگونه بود که از یورش تازیان در امان ماند
و به امروز می نگرم 2500 سال بعد از مرگ کورش بزرگ ، در خاک کشورش بدون حضور مردمی بیگانه و دشمن ، توسط ملت و دولت به ظاهر ایرانی ، دولت مردان ایران دست به نابودی آرامگاهش می زنند
و افسوس از این بازی روزگار و افسوس از این مردم بی ریشه

درست یک سال گذشت و چه زود گذشت این روز شوم
متاسفانه تنگه بلاغی به زیر آب رفت ، متاسفانه مرگ بیش از 2000 فلامینگو را در پشت سد مشاهده کردیم و متاسفانه شروع رطوبت آرامگاه کورش بزرگ و نابودی آرامگاه شروع شد .

ولی هم میهن گرامی افسوس خوردن هنوز هم کاری را از پیش نمی برد
بیاییم دوباره شروع کنیم ، شاید تاثیر نداشته باشد ولی نشان می دهیم که به هر صورت با این آبگیری مخالفیم
بیاییم لینک ها را بار دیگر امضا کنیم و بیاییم دوباره نامه سرگشاده را به یونسکو بفرستیم بیاییم برای جلوگیری از نابودی آرامگاه پدر دوباره گامی برداریم .
این لینک ها را پخش کنیم و خود هم امضا کنیم ، بر روی نوشته ها کلیک کنید:

لینک اعتراض در سایت جهانی اعتراض ، اعتراض به دولت ایران و یونسکو


لینک اعتراض در سایت ایرانی پرشین پتیشین
--------------------------------------------------------

کورش منم فرزند تو.. من تا نفس دارم با تو خواهم بود
Please ask UNESCO to save Pasargad
Lotfan az UNESCO bekhahid  Pasargad raa nejat dahad
لطفا از یونسکو بخواهید پاسارگاد را نجات دهد
 
Fax va E-mail UNESCO:
fax : 33-1-45 68 55 70

E-mail: wh-info@unesco.org

 


فقط یک قدم بردارید

لطفا به یونسکو بنویسید:

Please save pasargad

فکس و ایمیل یونسکو

fax : 33-1-45 68 55 70


E-mail: wh-info@unesco.org

لطفا به یونسکو بنویسید:

Please save pasargad

فکس و ایمیل یونسکو

fax : 33-1-45 68 55 70

E-mail: wh-info@unesco.org
baraye nejat miras fahangi khodetan

--------------------------------------------------------------------------------
پاینده باد ایران
@};-
زنده باد یاد و خاطره کورش بزرگ @};-


+ نوشته شده توسط عماد پارسی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 11:42 |

سال نو بر تمام شما دوستان گرامی خجسته باد

http://i28.tinypic.com/so8l7m.jpg

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

شعر از: فریدون مشیری
+ نوشته شده توسط عماد پارسی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 0:56 |
کم کم داره صدا میاد
انگار هر روز صدا میاد
صدا از آسمون میاد
یکی داره صدام می زنه
یکی می خواد حسم کنه
دوریش داره منو می کشه
از زندگی فقط صدا میاد
صدایی که منو داد می زنه
صدایی که دردم رو تموم کنه
صدایی که امروز می شنوم
صدای که فردا تموم میشه تا فردا دورمیون تموم میشه
+ نوشته شده توسط عماد پارسی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 2:42 |
دریغ است ایران که ویران شود سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم