
30 فروردین
30 فروردین
30 فروردین
30 فروردین
30 فروردین

تکرار این روز در ذهن من جز عذاب روحی حاصلی نداشت
آری 30 فروردین سالرزو آبگیری سد سیوند ، سالروز ابگیری سد تخریب سازی که باعث نابودی تنگه بلاغی شد که رطوبت آن پاسارگاد را از بین می برد
آری 30 فروردین ، شروع تخریب جبران نا پذیر آرامگاه کورش بزرگ ، کورش بزرگ پدر ایران زمین و کورش بزرگ اولین نگارنده منشور حقوق بشر جهان
هر چه قدر می اندیشم نمی توانم جوابی برای سوالم بیابم ، که چرا باید کورش بزرگ پدرم تا این حد غریب باشد که حق نداشته باشد آرامگاهی برای راحتی جسمش داشته باشد و نمی توانم بفهمم که دشمنی با کورش چرا ، دشمنی با کورش بزرگ چرا ، دشمنی با پدر چرا ، دشمنی با ریشه چرا ، چرا باید پدر ایران زمین آرامگاهی ابدی برای خود نداشته باشد
در یک سال پیش در همین روز ها خبر ناگواری را شندیم ، احمدی نژاد در سفر استانی خود در تاریخ 27 فروردین اعلام کرد ، سد سیوند آبگیری می شود
خبر کوتاه ولی دلخراش بود : سد سیوند آبگیری می شود
چند روز بعد روز 30 فروردین خبر پخش شد : سد سیوند به دست معاون ریاست جمهوری آبگیری شد ، آری خبر همین بود ، کوتاه بود اما ...........
آری خبر کوتاه بود ولی آزار دهنده ، عذاب دهنده ، سخت و غیر قابل باور
در این زمان بود که نفس ایران دوستان در سینه حبس شد ، نفس ها حبس شد و دل ها شکست
شاید هیچ کس باور نمی کرد که روزی نابودی آرامگاه پدر را ببینیم
افسوس که کاشانه به دشمن بسپردم
آن قوم که بیگانه و بیگانه پرستند
خاطرات مرور می شود ، چه تاریخی بود شنیدم ، آری سال 84 بود سال 84 بود که شنیدم آرامگاه کورش بزرگ با آبگیری سد سیوند نابود می شود ، از همان سال 84 دلم گرفت پس با دوستان شروع کردیم به اطلاع رسانی
در روم ها در وبلاگ ها و............
متن اعتراض تشکیل شد ، تا جایی که می توانستیم تبلیغ کردیم و آگاه کردیم و امضا جمع کردیم و رسید به سال 85 ، تابستان سال 85 بود که خبر های خوش به گوشمان رسید ، شنیدیم که وزارت نیرو مسیولیت سد را به سازمان میراث فرهنگی واگذار کرده و خبر خوبی بود زیرا باور داشتیم که میراث فرهنگی به خاطر نامش باید از میراث گذشته پاسداری کند ، پس فعالیت سازمان ها بیشتر شد تا میراث فرهنگی را قانع کنند که حافظ باشد ، تجمعات شروع شد ، تبلیغ برای اعتراض ها بار دگر شروع شد و به این می اندیشیدیم که سازمان میراث فرهنگی درست عمل کند اما هر روز خبرهای مختلفی می شنیدیم هر روز خبرهای تناقض آمیز ، خبرهایی که هر کدام موضوعشان فرق داشت ، با اینکه تبلیغات اعتراضی بالا بود ولی جمعیت کمی همش بودند شاید فقط نزدیک 1000 نفر اما به همین دلخوش بودیم
خوشحال بودیم ، همه با هم بودیم اعتراض ها بالا گرفت ، اعتراض ها بیشتر شد ولی ..........
تا اینکه فروردین 86 رسید و تکرار آن روزهای ننگ آمد
خبر کوتاه بود ولی دلخراش ، سازمان میراث فرهنگی با آبگیری سد سیوند موافقت کرده ، که باورش می شد که سازمانی که باید حافظ میراث گذشته باشد با تخریب میراث نیاکانمان موافقت می کند ، چه کسی بارو داشت که این ها با پدر ایران زمین هم دشمنی دارند
اعتراض ها بالاتر گرفت ، سازمان های فرهنگی بیشتر فعالیت کردند ولی...
تا اینکه در 27 فروردین احمدی نژاد در سفر استانی خود در فارس اعلام کرد سد سیوند به زودی آبگیری می شود
و روز شوم 30 فروردین رسید
پنچ شنبه 30 فروردین سال 86 ساعت 8 صبح در حال رفتن به دانشگاه با تاکسی بودم که رادیوی ماشین اعلام کرد امروز صبح سد سیوند با حضور معاون رییس جمهور ابگیری شد
خبر کوتاه بود ولی..........
نفسم در سینه حبس شد ، انگار که دنیا برایم تیره شد
هر آنچه کرده بودیم و تلاش کردیم انگار که بی فایده بود
تمام شد همه چیز ، اتحادمان زود شکست یعنی زود شکستند
روزهای اعتراض با شکوه بود زیرا جمعیتمان هرروز بیشتر می شد ولی اتحادمان زود شکست یعنی شکستند
و آری 30 فروردین 86 در تاریخ به عنوان روز نابودی آرامگاه پدر ثبت شد ، روزی که با شروع آن آثار باستانی تنگه بلاغی که مربوط به دوران پیش از تاریخ ، هخامنشی ، پارتی ، ساسانی و حتی دوران اسلام بود زیر آب مدفون شد و در آینده بر اثر رطوبت آن آرامگاه کورش بزرگ نابود خواهد شد .

به تاریخ مراجعه می کنم ، کورش در آرامگاهش دفن شد ، اسکندر آمد و ویران کرد ، اسکندر به هر جا رسید آتش زد و کشت و ویران کرد حتی تخت جمشید را سوزاند ، ولی اسکندر گجستک وقتی به پاسارگاد رسید و شنید که در مقابل آرامگاه کورش است خم شد و در مقابل کورش زانو زد
اسکندر که با ایران دشمن بود و بشتر شهرها را نابود کرد در مقابل عظمت و بزرگی کورش جرات دست زدن به آرامگاهش را پیدا نکرد و به خاک افتاد کمی جلوتر می روم ، حمله تازیان را می بینیم ، ایرانیان به تازیان این مکان را آرامگاه مادر سلیمان معرفی کردند و تازیان به خاطر احترامی که به سلیمان داشتند و از دروغی که شنیده بودند باور داشتند آرامگاه را دست نزدند و اینگونه بود که از یورش تازیان در امان ماند
و به امروز می نگرم 2500 سال بعد از مرگ کورش بزرگ ، در خاک کشورش بدون حضور مردمی بیگانه و دشمن ، توسط ملت و دولت به ظاهر ایرانی ، دولت مردان ایران دست به نابودی آرامگاهش می زنند
و افسوس از این بازی روزگار و افسوس از این مردم بی ریشه
درست یک سال گذشت و چه زود گذشت این روز شوم
متاسفانه تنگه بلاغی به زیر آب رفت ، متاسفانه مرگ بیش از 2000 فلامینگو را در پشت سد مشاهده کردیم و متاسفانه شروع رطوبت آرامگاه کورش بزرگ و نابودی آرامگاه شروع شد .
ولی هم میهن گرامی افسوس خوردن هنوز هم کاری را از پیش نمی برد
بیاییم دوباره شروع کنیم ، شاید تاثیر نداشته باشد ولی نشان می دهیم که به هر صورت با این آبگیری مخالفیم
بیاییم لینک ها را بار دیگر امضا کنیم و بیاییم دوباره نامه سرگشاده را به یونسکو بفرستیم بیاییم برای جلوگیری از نابودی آرامگاه پدر دوباره گامی برداریم .
این لینک ها را پخش کنیم و خود هم امضا کنیم ، بر روی نوشته ها کلیک کنید:
لینک اعتراض در سایت جهانی اعتراض ، اعتراض به دولت ایران و یونسکو
لینک اعتراض در سایت ایرانی پرشین پتیشین
E-mail: wh-info@unesco.org
فقط یک قدم بردارید
لطفا به یونسکو بنویسید:
Please save pasargad
فکس و ایمیل یونسکو
fax : 33-1-45 68 55 70
E-mail: wh-info@unesco.org
لطفا به یونسکو بنویسید:
Please save pasargad
فکس و ایمیل یونسکو
fax : 33-1-45 68 55 70
--------------------------------------------------------------------------------
پاینده باد ایران@};-
زنده باد یاد و خاطره کورش بزرگ @};-


